 |
|
|
 |
 |
 |
|
|
|
دریغ- دایگاگو هوریگوچی |
شعر , |
|
محبوب بودن یك گل رز است
و عاشق بودن خارهای شاخه ی آن زود باشد كه گلبرگها بریزد اما خارش در آزار دادن تیز است. دایگاكو-هوریگوچی برگرفته از كتاب هایكو ترجمه هاشم رجب زاده
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:یکشنبه 28 بهمن 1386 |
|
لبریخته ۳۵ - یدالله رویایی |
شعر , |
همسایه ی تو طناب! جریانی باریك است و در این باریكی كسی به چاه تو می افتد كسی به چاه تو بالا می افتد یدالله رویایی برگرفته از كتاب لبریخته ها
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:شنبه 27 بهمن 1386 |
|
تشییع جنازه باغچه - فردین نظری |
شعر , |
یک هفته است نسروده ای را گریه می کنم .... تشییع جنازه ی باغچه چند فصل طول می کشد. فردین نظری برگرفته از کتاب وقتی که دستها اعتماد باغچه را می خواهند
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:دوشنبه 15 بهمن 1386 |
|
تو هنوز زیبایی- رسول یونان |
شعر , |
|
اگر قرار بود هر سقفی فرو بریزد آسمان, باید خیلی وقت پیش فرو می ریخت اگر قرار بود با نایستد ما که همه بر باد شده بودیم نگران هیچ چیز نباش تو هنوز زیبایی و من هنوز می توانم شعر بنویسم. رسول یونان برگرفته از کتاب کنسرت در جهنم
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:شنبه 13 بهمن 1386 |
|
آغاز کتاب اول - عمید صادقی نسب |
شعر , |
چه ترسی برم داشت چه ترسی وقتی نگاهت معنای آغاز کتاب اولم بود و اینقدر پتک لازم نیست جمجمه ام طاقت اینهمه راندارد من اصلا هیچ به فکر دستان کوچکت باش باور کن من ترا برای یک روز و صد سال نمی خواهم برای همیشه می خواهمت که آیینه بی قاب زود می شکند. عمید صادقی نسب برگرفته از کتاب کاکتوس روبان زده
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:چهارشنبه 3 بهمن 1386 |
|
سمند زخم خورده - حسین منزوی |
شعر , |
باز آن سمند زخم خورده بی سوار آمد با شیهه ای خونین و چشمی اشكبار آمد سمضربه هایش بر در و دروازه می گویند كاین ناشكیبا با پیامی مرگبار آمد بفكن پرسیمرغ در آتش كه رخش اینبار بی صاحب از هنگامه ی اسفندیار آمد كاكل پریشان كرده بر پیشانی خونین با مویه های بی صدا شوریده وار آمد چشم انتظاران را بگو تا راه بگشایند كاین بی سوار از جاده های انتظار آمد خون به خاك آغشته اش از دیده بزدایید كاین بیقرار از راه های پرغبار آمد عریان و بی زین و لگام اما به دندانش یك لخته از پیراهن خونین یار آمد زین داغداران كس نمی داند كه اسب دوست دیگر چه شد كاینگونه زار از كارزار آمد؟ دیگر كدامین آشنا از پشت خنجر زد؟ دیگر كدامین دوست با دشمن كنار آمد؟ عاشق جنون گو، بشكند اینبار سازش را كاسب سیاه روشن از ره داغدار آمد گیسو ببر، گو نگار از بیخ و بفشاند برخاك این صحرا كه از خونش نگار آمد حسین منزوی برگرفته از كتاب از شوكران و شكر
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:یکشنبه 30 دی 1386 |
|
نامه های عاشقانه ۱۳- نزار قبانی |
شعر , |
|
آموزگار نیستم تا عشق را به تو بیاموزم ماهیان نیازی به آموزگار ندارند تا شنا کنند پرندگان نیز آموزگاری نمی خواهند تا به پرواز در آیند شنا کن به تنهایی پرواز کن به تنهایی عشق را دفتری نیست بزرگترین عاشقان دنیا خواندن نمی دانستند. نزار قبانی برگرفته از کتاب در بندر آبی چشمانت ترجمه احمد پوری
|
|
ارسال ماهک |
نظرات ()
|روز:یکشنبه 23 دی 1386 |
| |
|
عضویت در خبرنامه |
|
برای عضویت
ایمیل خودتون رو وارد كنید . |
|
|
 |
|
 |
|
|
|
|
|