|
دبستانی 1
بچه كه بودم پیشانی ام سفید بود بابا به دبستان كه رفتم آب داد ما گل های خندان شدیم و فرزندان ایران و دفترهای ما خط خطی % بچه كه بودی اسفالت بود و یك تكه گچ و خانه ها از یك تا هشت بعد كه باران می آمد و خط ها را می برد تكلیف ما سفید بود % حالا بعد این همه سال مشق هایم را نمی دانم پیشانی ام پر از خط ابوالفضل پاشا
برگرفته از كتاب راه های در راه
|